X
تبلیغات
رایتل
X
تبلیغات
جشنامه

جنبه های آموزشی نهفته در یک مداخله خرابکارانه

شنبه 30 آبان 1394 ساعت 09:00


فرزند بزرگترم پنج سال دارد. او همیشه عادت دارد بی آنکه حرفی به میان آورد، اشکال ناشناخته و مبهم جدیدی ترسیم کند و معتقد است آنچه را که رسم می کند همانند کارخانه ای هدفمند به کار خواهد افتاد و شیء مورد نظرش را تولید یا اعجاب انگیز می کند. او در ترسیمات خود رشته سیمهای تو در تویی را بدنبال یکدیگر رسم می کند و گمان می کند این رشته های پیچیده قادرند بخشهای متعدد کارگاه یا دستگاه ها را بهم متصل سازد و دست آخر تصور می کند وسیله ای بهم آورده است که می تواند از دشواری عملی کاسته و یا  شیئی را به رایگان در اختیار خلق قرار دهد.. اشتباهی زیبا و کودکانه، اما نیاز به کمی دستکاری کوچک دارد..

باید به این حس قلبی او احترام می گذاشتم "پیروزی"، پس من نیز قلمی برداشته و به آن دستگاه پر پیچ و تاب، واحدهایی اضافه نمودم تا ضمن مشارکت در این امر نیکو، نگذارم که با ادامه این روند غیر ممکن، دچار غرور کاذب و عوارض ناشی از آن شود... پس باید یکجای کار می لنگید به مدد بروز نقصی عامدانه در چیزی یا واحدی. مثلا نرسیدن لوله های آب یا فاضلاب به بخشی، این کار عجالتاً می تواند درآن بخش و سپس کلیه واحد ها وقفه ایجاد کند، البته ذهن هنوز آماده دنبال نمودن خطوط کاری نیست اما خواهد فهمید که اشکالی پیش آمده است..
خرابکاری که تمام شد، این سوال پیش می آید که به گمان تو آیا این کارخانه زیبا و قدرتمندی که کشیده ای، قادر است با آنهمه وقتی که صرفش نمودی به آنچه که خواسته ای برسد...؟ پاسخ هر چه که بود فرقی نمی کند چون در ذهن غرق سودای پیروزی او، همانند کارخانه اش وقفه ای افتاده است جانانه بنام تأمل و تحمل و مقصود من هم همین بود.. پیش رفتن، آنهم گام به گام و پله وار به سمت گزینه ی موفقیت.. همانطور که می دانید گزینه های بیشماری در ایجاد حس برتری برای کودکان وجود دارند که فعلا تمرکز من تنها به روی حس موفقیت و مزیت جویی او می باشد.
... او را به تفکر بیشتر واداشته بودم. قبل از اینکه بخواهد کار را تمام شده فرض کند، از تحسین بیجا پرهیز کرده بودم و اصطلاحا چند چرخ دنده به کارش افزوده بودم. چون همین امر ممکن بود این توهم را در او بوجود آورد که او بدون هیچگونه مشکلی موفق به انجام کاری شده است.. کودک نمی بایست نسخه کاملی از نوع خودش باشد.. او می بایست مبانی عدم کمال آدمی را بنحوی درک کند و از آرمانگرایی بیهوده پرهیز داده شود، و قدمی نزدیکتر به واقعیتهای زندگی، زندگی کند.. و بهترین محل آموزش گاه همین بازی ها هستند.. اجازه دهید تنها نوع آنرا خودش تعیین کند.
 عطش او را نه برای اهدای رایگان تشویق، بلکه برای تکمیل آنچه شروع می نمود چندین برابر می کردم... و در پایان، دیالوگی اینچنین:"آفرین پسر.. فکر می کنی همه چیز مرتب هست..؟!" و درست در همینجا، تایید نهایی را از خود او بگیرید.. در تکرار این رویه ی نه چندان معمول، در خواهید یافت که ذهن او در کنار هر نوع حرکت خلاقانه، قادر خواهد بود سوالاتی موازی را نیز طرح نماید و در صدد پاسخ به هر یک از آنها بر آید.. اینجاست که کم کم می توانید از درصد مشارکت خود با او بکاهید..
شاید تصور کنید که چه لزومی دارد در این سن و سال کم، تا بدین حد دقیق شدن بر عادی ترین رفتارهای کودک، آنهم در جایی که او تنها نقاشی را تمرین می کند.. پاسخ اینکه برای آموزش نمی بایست لزوما صفحه مجزایی باز نمود و یا اینکه آنرا محدود به سن خاصی دانست.. آموزش می بایست در کالبد روزمره ترین اتفاقها متولد شود.. در صورتی که اگر آموزنده ترین مسایل، در شرایط مجزا تمرین شوند بنحوی از روال عادی زندگی جا می ماند، جنبه تصنع به خود می گیرد.. قوانین خود را دارد.. مقدمه ای بر جدا دانستن آموزه های اکتسابی و اصل آموختن است شاید.. مثال اینکه.. یکی از دلایل ایجاد پیش دبستانی ها، تشکیل مقدمه ی فکری مناسب در زمینه تحصیل فرزندان است. پس او را به حال خود واگذارید و در فرصتی مقتضی، هوشمندانه و خرابکارانه مداخله کنید..


* متن فوق قسمتی از پست ( جنبه های آموزشی در مداخله ی خرابکارانه ) نوشته جناب بهبودیان از وبلاگ ( ایدئولوژی پنهان) است که با اجازشون برای امروز انتخاب شده تا مهمان همساده ها باشند و دوستانمان بیشتر با ایشان آشنا شوند. ضمن اینکه به تازگی خبردار شدیم جناب بهبودیان اقدام به گردآوری مطالبی پیرامون شناخت ماهیت وسوسه های انسانی و راه های مقابله با آن نموده اند که نتیجه زحماتشان باعنوان "دنیا بدون وسوسه" منتشر شده و نسخه PDF آن با کلیک روی تصویر جلد کتاب که در ذیل قابل مشاهده است دانلود می گردد . در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم :



وسوسه، آنچه قرنهای متمادی و به درازای حضور فیزیکی انسان در زمین همواره با وی بوده است و خواهدبود، عاملی خارجی که با عوامل زمینه ساز درونی به تعامل رسیده و مقصود آن چیزی جز به زیر کشیدن انسانیت از درجات اعتباری و اکتسابی وی و فرو انداختن تاج شرافت از سر وی نبوده است . وسوسه و اقسام متعدد و رنگارنگ آن، تماماً توسط شیطان و جنودش روانه نفوس آدمیان می گردد تا نهایتاً این انسان باشد که با رد یا قبول آن (درهم شکستن وسوسه های وارده و یا سستی و عدم ممانعت از ورود آن)، پیروز و یا مقلوب این پدیده شوم گردد.بواقع در این کتاب سعی شده است به شما کمک شود تا به درجه ای از تشخیص برسید که بواسطه آن بدانید، آیا آدمی بدون عاملی اینچنین بازدارنده و زیانبار هم می توانست درجات ارتقاء عبودی خود را بنحوی که اکنون مقرر است تکمیل نماید یا اینکه چنین مراتبی در دنیایی سراسر نیکی و فاقد هر گونه پلیدی، نیز میسر می بوده است.


نظرات (8)
شنبه 7 آذر 1394 ساعت 13:57

من اگر باشم به آن لفظ مداخله، یک صفت «نا محسوس» را هم اضافه می کنم.
مثال: یکی از این دوستان فسقلی من هست که 5-6 سال دارد. هر وقت با پدر و مادرش به منزل می آیند با لگوهایش یک چیز جدید درست کرده و نشانم می دهد.
اوایل عین الگو و نقشه ی لگو بود. بعد وقتی چند فیلم برایش گذاشتم و هواپیماهای جنگی را دید، محصولاتش شد هواپیما، وقتی هواپیماهای مسافربری را دید زد توی کار ساخت هواپیمای مسافربری و آن روز هم صحنه های دستچین شده ی فیلم K-19 را نشانش دادم که در مورد یک زیردریایی هسته ای است. حالا منتظرم آخر هفته محصول جدیدش را ببینم!
چیزی که برایم جالب است این است که او با دقت (در حد سنش) جزییات تشریح توانایی های فنی را در فیلم به خاطر سپرده و در توصیف وسیله ی ابداعی اش توانایی هایی فراتر از آنها را به ساخته ی خودش نسبت می دهد.
یکشنبه 1 آذر 1394 ساعت 13:31

سلام
ممنون از جناب شنگ بابت مطلب انتخابی و تشکر از جناب بهبودیان
متاسفانه در مدارس ما سیستم آموزشی به گونه ای ست که دانش آموزان را بنا به مقتضیات تاریخی روز کانالیزه می کنند و در نتیجه حس خلاقیت رو از آنها می گیرند ، بچه ها با القائات ذهنی عده ای فرصت طلب نا آگاه روبرو می شوند و نمی توانند مسائل را آن طور که باید هضم کنند . .
و در خانواده هم بعضی از پدران و مادران برای تربیت کودکان خود از الگوهایی تبعیت می کنند که به هیچوجه با شرایط و فرهنگ و اخلاقیات مرز و بومشان سنخیت ندارد و حتی رسانه ها هم با ارائه ی برنامه های بی محتوا به این معضل دامن می زنند، به هر حال چیزی که غیر قابل انکار است ماهیت کودکی و نو جوانی و جوانی و... است که بهتر است با نظارت هوشمندانه سعی کرد که کودک و نوجوان دوران سنی خود را آزادانه طی کنند ..
یکشنبه 1 آذر 1394 ساعت 09:15

با سلام
ممنون از این مطلب تربیت کاوانه

من سرگرم تربیت بزرگتر ها هستم
و البته تخصص خیلی خوبی در برقراری رابطه با کودکان دارم و غالبا از در شیطنت با آها وارد می شوم و این در ، در دنیای کودکان ، همیشه باز است !!

کودکان خیلی اوقات مانند خمیر بازی برای بزرگتر ها هستند و والدین از آنها مانند بوم نقاشی برای آرزوهای خود استفاده می کنند ... و هر کسی آنچه دوست دارد و عقلش به آن دستور می دهد را بنوعی به آنها انتقال می دهد ؛ از نوع لباس پوشاندن تا رعایت مسایل دینی و یا آموزش مسایلی که آینده ی آنها را منطبق با آرزوهای والدین بکند و همچنین سوءاستفاده های تربیتی دیگران ( مانند مدارس و اعضای فامیل و همسایه ها و دوستان و ... ) !! و ذهن کودکان دائما درگیر با تعارضاتی ست که از بیرون به آنها تحمیل می شود و ذهن خسته از حل و فصل معضلات تحمیلی زودتر به دام افسردگی می افتد...

کتاب فوق را تا چند صفحه اول دید زدم ولی بدلایلی ادامه ندادم ، شاید بعداًها بخوانم ...

شنبه 30 آبان 1394 ساعت 18:25

با سلام و عرض ادب، خدمت دوستان فرهیخته و اهالی قلم در صفحه وزین "همساده ها"...

بنده نوازی بود از جانب گردانندگان و آن مدیریت محترم، که اجازه انتشار متون پراکنده ام را در نهایت سهولت و افتخار، صادر فرمودند. ..
متونی که بیشتر بر پایه ی نظریه پردازی های شخصی و افشای موریانه وارِ یک ایدئولوژی پنهان از جهان پیرامون می باشند.. . و عموما متأثر از عقاید نویسنده شان نیز هستند .. پس در صورت مشاهده هر گونه ناپختگی احتمالی و یا عدم تطابق آن با "حقیقت" و "علم"، آنرا به بزرگی خودتان ببخشایید.. .
چراکه هر تجربه ای را نمی توان زندگی نمود و شاید هر انسان، آچارهای خود را برای تعمیر داشته باشد و آن ابزار تحقیقا، برای رفع سایر مشکلها در سایر افراد، قابل تعمیم نباشند.. . پس بر شما باد تا سنسور احتیاط را همواره روشن نگاه دارید تا همواره طیاره های ایمان را در اوج خود هدایت فرمایید و به چاله های شک نیز گرفتار نیامده باشید... هر انسان مسئول است در قبال آنچه منتشر می کند و یا به اشتراکش می گذارد...
روایت نهفته در کتاب "دنیا بدون وسوسه" اما در جهت عکس مبحث فوق حرکت دارد.. و از جایی که مطالب آن برخاسته است از برآیند های علمی و عملی آزمون شده در تفکر دینی، آنهم مبتنی بر احادیث و روایات حقیقی و مستتر در بطن دین مبین اسلام، لذا خواندن آن را به عزیزان شیعه که نسبت به صدور رفتار های خویش، حساسیت های لازم را دارند و هنوز از وجود وجدان آگاه بهره مند هستند، توصیه می نمایم. .باشد تا این حقیر و کلیه انتشار دهندگان محترمش از ثوابهای متصل بدان مستفیض گردیم.. . ان شاءا...
قبلا از دوستانی که پیگیرانه و صمیمانه مسئولیت انتشار اثر را بر عهده گرفته اند ممنونم.

موفق باشید
شنبه 30 آبان 1394 ساعت 16:53

سلام و خیرمقدم
به محله همساده ها خیلی خوش آمدید . امیدوارم بعد از این شروع , بیشتردر جمع همساده ها حضور پیدا کنید و اجازه دهید از نوشته ها و نظراتتان استفاده کنیم . در خصوص تعلیم و تربیت کودکان و روش های آموزشی و پرورشی اطلاعات کارشناسانه ای ندارم اما این روش شما برایم جالب بود . فقط به این فکر می کنم که اگر روزی این کودک پنج ساله متوجه
خرابکاری عمدی شما در کارهایش بشود . چه برخوردی خواهد کرد ؟ به هرحال تضمینی نیست که همیشه شما بتوانید
خرابکاری های مخفیانه انجام دهید . ضمن اینکه عموما دیده ام بسیاری از استعداد هایی که شاید بطور طبیعی قابل شکوفایی بوده اند پس از ورود بچه ها به مدرسه و دربرخورد با رفتارهای ناشیانه و غلط بعضی معلمان به کلی به فنا رفته است .برای شما و کودکانتان آرزوی روزهایی سرشار از موفقیت دارم . و اما در خصوص کتابی که زحمت کشیده اید باید بگم به موضوع جالبی پرداخته اید البته هنوز فرصت خواندن کامل آن را نیافته ام که مطمئناً استفاده خواهم کرد و البته نتیجه نهایی که در دنیایی بدون وسوسه امکان ارتقا وتعالی بشر به چه صورت می بود باید خیلی جالب باشد. به گمانم تحلیل نهایی شما خواننده را به این نتیجه نزدیک خواهد کرد که یکی از ارکان تعالی و تکامل بشر وجود همین وسوسه و راهکارهای برخورد با آن توسط بشر می باشد .
شنبه 30 آبان 1394 ساعت 14:34

این مطلب رو همین الان خوندم:

امپاتی چیست؟

امپاتی به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است. مادری فرزندش را به تفریح می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند. مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند ، و دراین شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است ...
هرچه توانایی امپاتی در شما افزایش پیدا کند ، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت. روانشناسان معتقدند که امپاتی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود ، حل و فصل کند.
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید . آیا چنین والدینی را دوست دارید؟
خودتان را جای همسر ، معلم ، شاگرد ، فروشنده ، خریدار ، ... بگذارید . آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
توانایی امپاتی را در خود تمرین کنید و افزایش دهید.

از کتاب صمیمیت ، تاثیرگذاری و نفوذ در 10 دقیقه
شنبه 30 آبان 1394 ساعت 14:32

سلام
مطلب جالب و آموزنده ای بود ممنون از جناب بهبودیان برای اینکه دانش و تجربه ی خودشونو در اختیار خواننده ها گذاشتند و سپاسگزار از جناب شنگ بابت انتخاب این مطلب زیبا
ما که بچه هامونو بر اساس دیده و شنیده ها و تجربیات مفیدی که از گذشتگان کسب کرده بودیم و همینطور ندای فطری که از درون ما رو هدایت می کرد و بهمون راهکار نشون می داد بزرگ کردیم
البته زمانی که بچه های من کوچیک بودند خانم دکتر فردوسی پور و دکتر افروز و دکتر گلزاری و چند نفر دیگه هم بودند که من مدام صحبتهاشونو گوش می کردم و از راهنمایی هاشون استفاده می کردم.
تربیت بچه خیلی سخته!(هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
...نه هر که سر بتراشد قلندری داند)
درسته که ما در حد توانمون هر کاری می تونستیم انجام دادیم ولی من شخصا همیشه عذاب وجدان دارم که نکنه کم و کسر بچه ها گذاشته باشم
- کتاب دنیا بدون وسوسه رو هم چند وقت پیش دانلود کردم و تا نیمه هاش خوندم به امید خدا هر وقت فرصت کنم ادامه ش رو هم می خونم
شنبه 30 آبان 1394 ساعت 10:36

سلام...

ابتدا ممنون از جناب محمودیان و .... مدیریت محترم بابت انتخاب این نوشته ...

تربیت و پرورش ذهنی و فکری کودک..... خیلی خیلی سختر از آن چیزی است که ...اغلب ما قبل از والد شدن ... می پنداشتیم!...
هر روز که جلوتر می رویم ... بیشتر می فهمم که ... اعمال و رفتار ما ...چطور بر لوح سفید ضمیر کودک مان ... تاثیرات دایمی میگذارد ....... و این وقتی فاجعه است که ... والدین خود فاقد تربیت صحیح بوده ... و یا راه و روش های درست تعامل با کودک را ندانند ..... و حتی در پی یادگیری ان هم نباشند!...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد