X
تبلیغات
رایتل
X
تبلیغات
جشنامه

به یاد زاد روز رودکی پدر شعر پارسی

جمعه 4 دی 1394 ساعت 09:00


 


 

چنانکه در تاریخ آمده رودکی علاوه برسرایش اشعارفارسی از چنگ نوازان قابل دوران خویش نیز بوده‌ است و تبحر وی در ترکیب واجرای این دومقوله تابه حدی بوده که برایش نیروی افسونگری قایل شده اند.یکی ازحکایات مشهوری که دلالت براین موضوع دارد به نقل از چهار مقاله نظامی عروضی چنین روایت می کند که چون امیرنصر سامانی از بخارا به هرات می ‌رود چنان دلبسته آب و هوای آن دیار می‌گردد که بازگشت را فصل به فصل عقب می‌اندازد و تا چهار سال به همراه ملازمانش در هرات می‌مانند. لشکریانش که دلتنگ بخارا شده بودند به رودکی که در آن زمان نزد امیر مقبول القول بود روی آورده به او گفتند اگربتواند شاه را به بازگشت به بخارا ترغیب کند پنجاه هزار درم به او پاداش می‌دهند. رودکی که می‌دانست در آن هوای لطیف حرف و نثر کارگر نمی افتد قصیده ای  می ‌سراید و هنگامی که امیر سامانی صبوحی کرده بود، چنگش را به دست گرفته و آن تصنیف را با آواز می‌خواند و چنین می شود که  امیر چنان تحت تاثیر قرار می‌گیرد که بدون آنکه کفش در پایش کند سوار بر اسب شده و مستقیم به سوی بخارا می‌تازد.  نقل است که کفش‌هایش را تا دو فرسنگ به دنبال او می‌ بردند و همچنان به پوشیدنشان درنگ نمی کرد . و البته رودکی پنجاه هزار درم از لشکریان وی می‌گیرد . و قصیده فوق همان است که اجرای معروفی از آن نیز به یادگار مانده است و تا آپ بودن این پست با فعال نمودن صدای وبلاگ قابل پخش می باشد.

 

تاجیکها و روسها بیش از سایر پژوهشگران در باره رودکی تحقیق کرده اند . شوروی در سال ۱۹۵۸ تمبر یاد بود اورا چاپ و منتشر ساخت. دولت وقت ایران سوم دی ماه سال ۱۳۳۷(۱۹۵۸) همزمان با پارسی زبانان شوروی و مردم افغانستان زاد روز رودکی را با شکوه تمام بر گزار کرد ، اما با جزیی اختلاف عنوانش را یکهزار و یکصدمین زاد روز رودکی گذارد و قرار شد در محل ساختمان دبستان دولتی رودکی در خیابانی منشعب از خیابان حافظ یک تالار هنر به نام رودکی بسازند که ساخته شد( پس از انقلاب ۱۳۵۷ نام تالار رودکی به تالار وحدت تغییر داده شده است ). در ایران نیز همان سال تمبر پستی رودکی چاپ و به جریان گذارده شد. رودکی نه تنها شاعر بلکه نوازنده و خواننده هم بود . مجسمه های او در میدانهای شهرهای کشورهای پارسی زبان قرار داده شده است تا از زحمات او قدردانی شده باشد . پیش از رودکی هم شاعران پارسی گو بودند ، ولی رسم بر این شده است که بگویند: شعر پارسی با رودکی دوباره به دنیا آمده است.
رودکی در روستای بَنُج از ناحیه رودک درنزدیکی نخشب و سمرقند از خراسان قدیم و تاجیکستان امروزی به دنیا آمد و نامش ابو عبدالله جعفر ابن محمد بود در دوران سامانیان می زیست که در تاریخ ایران پس از اسلام ، بیش از هر زمان دیگر برای احیاء زبان فارسی و فرهنگ و تمدن ایرانی کوشیدند .
از اشعار رودکی که غزل ، قصیده ، مثنوی و قطعه است و از تو صیفهایی که کرده است به نظر نمی آید که نابینای مادر زاد بوده باشد و به احتمال زیاد در مقطعی از عمرش کور شده باشد . به گفته خود او ، بدون آموزگار به این مرتبه از هنر و ادب دست یافته است که این اظهار نشان می دهد از هوش و استعداد فروان برخوردار بوده است. از اشعار رودکی که در بیش از صد دفتر نوشته شده بودند بیش از هزار بیت در دسترس نیست .


نظرات (10)
پنج‌شنبه 2 اردیبهشت 1395 ساعت 16:51

سلام و درود خدمت جناب شنگین کلک گرامی

برای تبریک عید و همین طور تبریک روزتان خدمت رسیدم

انشالا که سالیان سال در کنار خانواده محترم سرزنده و پایدار باشید
(در ضمن کم پیدا هم شده اید ..در هساده ها هم خیلی نیستید ..البته به آن شکل جزو خوانندگان نیستم ولی هر از گاهی سر میزنم ..اخیرا بی اثر بودید انشالا در اموراتتان موفق و پیروز باشبد .)

..و در ضمن رفتیم به خانه تان در شنگ ..از هر طرف مهر و موم بود ..حالا اینجا پیام ما به دستتان می رسد یا نه دیگر خدا عالم است :)

سربلند باشید
یکشنبه 6 دی 1394 ساعت 15:41

سلام بر همساده های عزیز و گرامی

به به
من به این جور پستها میگم پستهای حال خوب کن ..
ممنون از جناب شنگین کلک گرامی بابت این حال خوشی که با خواندن مطلب و ایضاً شنیدن این آهنگ زیبا به ما دست داد...

نابینا بودن (یا شدن) رودکی رو میدونستم اما تسلطش بر نواختن چنگ رو خیر ...

و اما دلیل تغییر نام تالار رودکی به تالار وحدت! رو هرکدوم دریافتید مرحمت فرموده این بنده ی کمترین را هم روشن بفرمایید
پاسخ:
سلام و عرض ادب خدمت نگین بانو
و سپاس از ابراز لطفتان نسبت به متن و آهنگ انتخابی .
والبته علت بسیاری ازتغییر نامها را من نیز نمی دانم .
شنبه 5 دی 1394 ساعت 13:33

سلام سلام
.
دل من ارزنی عشق تو کوهی
چه سائی زیر کوهی ارزنی را
رودکی
.
پیرو نظر جناب امین زاده، مسیر عبوری همطاف هم بهار و ابن‌سینا و جامی و عطار است و آنورتر کمال‌الملک و رسام و آشتیانی و فاطمی و شریعتی... منتهی از تلنگر بر ما خبری نیست که نیست
پاسخ:
از قدیم گفته اند اینگونه تلنگرها را گر خود برخود ننوازی دست روزگار به چیرگی خواهد نواخت
شنبه 5 دی 1394 ساعت 10:27

در مورد نابینایی رودکی و تسلطش بر چنگ شنیده بودم. معروف ترین شعرش هم که اینجا خود نمایی می کند.

در مسیر کار تا خانه از جایی باید بگذرم که خیابانهایش اینطور اسم گذاری شده اند: خیام، رودکی، انوری، سعدی.

خلاصه این که من هر روز باید یه تلنگر بخورم که آی فلانی! یادت نره اینها کی بودن!!
پاسخ:
به به . پس شما را هر روز گذر از کوی شاعران است .
سلام ما را هم بدیشان رسانید . باشد که ما هم تلنگری برخود نوازیم .
جمعه 4 دی 1394 ساعت 23:47

سلام
ما این شعر را که می خوانیم یا می شنویم مطمئنا یاد خیلی ها می افتیم از خود دلکش تا یارانِ دلکش (!) ولی دروغ چرا از رودکی اسمی و یادی در کتاب های درسی داشتیم ...
شکر خدا در دانشگاه ادبیات هم نخواندیم که مکلف بشویم به خواندن خاقانی و رودکی و قطران و ...
تاریخ غیر مستند ایران که تکیه بر چند سیاحت نامه نویس و مورخ معلوم الحال دارد همیشه افراد را در ترازوی افکار کله پا نشان می دهد ... عدد یک میلیون و سیصد هزار بیت شعر سروده شده را بپذیرند یا هزار بیتی که منتسب است به ایشان !! حتی رقم جائزه هایش هم افسانه ای هستند مثل بقیه داستان هایش !!

خدایش بیامرزد که از اینهمه درهم و دینار یک منشی برای خود نگرفت و شهرت اش را مدیون دهان این و آن شد !!
پاسخ:
سلام و سپاس از ابراز لطفتان
خداوند رفتگان شما و ما را نیز بیامرزد .
جمعه 4 دی 1394 ساعت 16:18

سلام جناب شنگ گرامی
چه پست ادیبانه ی زیبایی! !
آیا آب و هوای خوب شهرهای هرات و بلخ باعث شده بود که اکثر شعرای نامدار در آنجا متولد شوند یا وجود شعرا ، آب و هوای اون شهرها رو زیبا ساخته بود؟! البته این سوال در مورد شیراز هم صدق می کنه ...
در حال حاضر دیگر نه شهری را با هوای پاک و تمیز می توان یافت و نه شعرای نامداری همچون رودکی و فردوسی و مولانا و حافظ و سعدی را... روحشان شاد و یادشان گرامی
ممنون از پست خوبتون
جمعه 4 دی 1394 ساعت 15:16

سلام
باز هم اندوختهای بر معلومات اندک حقیر افزوده شد ، ولی این موضوع را میدانستم که رودکی پدر شعر و ادب پارسی بوده
پاسخ:
سلام جناب کمانگیر . و سپاس از ابراز لطفتان .
برایتان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم .
جمعه 4 دی 1394 ساعت 12:58

سلام
- شعر و موسیقی با هم عجین شدند شاعران زیادی رو می شناسم که دستی هم بر موسیقی دارند ....اهل موسیقی که صد در صد با شعر پیوند خوردند و نمی شه جدایی این دو رو متصور شد
- چه شاه بی خیالی! 4 سال مملکتش رو به امید کی رها کرده؟ کلا آدم جوگیری بوده
- کشورهای همسایه مترصدند تا شاعران و نویسندگان به نام ما رو مال خودشون کنند. این اتفاق در مورد شاعران دیگه هم روی داده .
- بعد از انقلاب نام تالار رودکی رو گذاشتند تالار وحدت ؟!!!
- من تا عنوان پست تونو دیدم یاد نابینایی رودکی افتادم. الانم رفتم تحقیق کردم دیدم یک جایی نوشته:
استاد سعید نفیسی می گوید: " مرا مسلم است که رودکی نابینای مادر زاد نبود بلکه در پایان عمر نابینا شده است. " دانشجویان شوروی سابق نیز گفته اند: پس از کاوشی که بر استخوان سر رودکی انجام شد،معلوم می شود که در اواخر عمر،نابینایش کرده اند و آثار شکستکی و سوختگی بر استخوان سر و کاسه ای چشم دیده می شود.(شاید دربار سامانیان چنین بلایی رو سر رودکی آوردند)
ممنون جناب شنگ من که خیلی از این پستهای ادبی لذت می برم دستتون درد نکنه
پاسخ:
سلام
و سپاس از توجه وابراز لطفتان
متاسفانه من هم درخصوص تغییر نام ها و همینطور نحوه نابینا شدن جناب رودکی اطلاعات دقیق و قابل استنادی ندارم البته خوانده ام که در اواخر عمر میانه دربار سامانی ورودکی
خوب نبود اما درخصوص نسبت دادن این موضوع به ایشان بگمان که نتوان داوری جزمی
کرد .
جمعه 4 دی 1394 ساعت 12:41

pic<http://s6.picofile.com/file/8229761950/roodaki.jpg>pic
سلام سلام
.

آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر
ترسنده ز که؟ ز خصم، خصمش که؟ پدر
دادمش دو بوسه، بر کجا؟ بر لب تر
لب بد؟ نه، چه بد؟ عقیق، چون بد؟ چو شکر
...
رودکی هم خوبست (با لحن تو هم خوبی)
پاسخ:
سلام
و سپاس از لطف و توجه شما
جمعه 4 دی 1394 ساعت 09:27

سلام
ممنون از این پست وترانه ی خاطره انگیز

روحشان شاد.
پاسخ:
سلام
و تشکر از حضورتان
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد