X
تبلیغات
رایتل
X
تبلیغات
جشنامه

ما چقدر ثروتمندیم اگر...

چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت 09:00

مطلب حاضر را دوست عزیزمان جناب آقای کاوسی از وبلاگ روزهای جانبازی ارسال کرده اند، ضمن تشکر و سپاس فراوان از ایشان، شما را به خواندن این نوشته دعوت می کنیم.


تصور کنید در جایی تاریک زندگی می کردید و حق استفاده از روشناییِ آفتاب و آسمانِ آبی فروشی بود. با این وضعیت هر کسی ثروتمندتر بود، بهره بیشتری می برد. یعنی فقط افراد ثروتمند می¬توانستند به آسمان نگاه کنند و از گرمای آفتاب لذت ببرد. 
تصور کنید عشق و دوستی خریدنی بود. آنگاه برای خریدن یک دوست چقدر می پرداختید؟ اگر بخواهید روی عزیزان خود و کسانی که به آنها عشق می ورزید قیمتی بگذارید حاضر بودید چه مبلغی برای بهای آنها تعیین کنید؟ آیا اگر آنها خریدنی بودند، حتی پول دارترین انسانها هم قادر به بدست آوردن این همه عشق پاک می شدند؟ 
به¬راستی ثروتمند ترین انسان در جامعهٔ امروزی کیست؟ اگر این¬هایی که گفتم خریدنی بود، آدم¬ها به جای تعریف کردن از ماشین آخرین سیستم و خانه¬ی لوکس¬شان شاید بیشتر از تجربهٔ دیدن آسمان و باران برای هم می گفتند. آنهایی که پول کمتری داشتند فقط با حسرت داستان آسمانِ آبی و گلِ سرخ را می شنیدند. 

خودتان را ثروتمند بدانید. پول فقط یک وسیله است که می تواند خیلی خیلی خوب و برعکس خیلی خیلی هم بد باشد . بیاییم همیشه به خودمان یادآوری کنیم که خداوند با ارزش ترین چیزهای زندگی را رایگان در اختیار ما قرار داده است. 
باید همیشه تلاش کنیم از درون غنی شویم. اگر ما اندیشۀ فقیری داشته باشیم حتی با داشتن میلیون¬ها تومان سرمایه باز هم فقیریم. آن¬که همواره احساس نیاز می کند، اگر ثروتمندترین هم باشد، باز هم فقیر است . 
فقر واقعی احساس آزمندانۀ نیاز است و ثروت واقعی احساس بی نیازی است نه خود بی نیازی. 
سعی کنید دنیا در شما احساس ضعف یا نیاز نبیند. دنیا مثل اسبی قدرتمند است که باید حس کند سوار کارش از او برتر است و گرنه به او سواری نمی دهد. اگر اسبی احساس کند سوارکارش ضعیف است او را به زمین می زند . 
همواره نعمت¬هایی را که خدا به شما داده بشمارید و با احساس ثروتمند بودن زندگی کنید. هرچند خداوند در قرآن گفته: «و ان تعدو نعمت¬الله لاتحصوها» یعنی اگر بخواهید نعمت¬های خداوند را بشمارید، نمی¬توانید. همیشه به خودتان بگویید که اگر الان مثلا صد میلیون تومان داشتم چه احساسی داشتم. با همان احساس روز خود را شروع کنید . 
البته امروزه خیلی چیزها مورد نیاز ماست و تهیه آنها پول زیادی می خواهد؛ اما اگر به آنچه که داریم فکر بکنیم خدا را به خاطر این همه هزاران بار شکر خواهیم کرد . 
شب¬ها قبل از خواب اموال و دارایی های خود را دوباره محاسبه کنید تا ببینید چقدر ثروتمند هستید. لیست اموال و دارایی¬های شما می¬تواند این¬ها باشد: دیدن آسمان و ستاره¬های زیبایش، دیدن طبیعت، دیدن لبخندهای یک دوست و از همهٔ این¬ها مهمتر داشتن سلامتی. قبول دارید که کسانی که اسیر تخت بیمارستانند یا بیماری لاعلاج دارند از این همه ثروت بی بهره¬اند؟ پس خدایا، تو را شکر می-کنیم و از تو می¬خواهم این ثروت¬های واقعی را از ما نگیری و به کسانی هم که از آن بی بهره¬اند، ببخشی . 
محققان در یک پژوهش جدید ادعا کرده‌اند پول ممکن است بتواند امنیت شما را تامین کند؛ اما همه خوشی و سعادت را نمی توانید با پول بخرید. 
چرا پول نمی تواند حس ماندگار خوشبختی را در ما ایجاد کند؟ بخشی از آن به این دلیل است که مردم ما خوب نمی دانند که باید با پول¬شان چه کار کنند. گاهی اوقات افراد ثروتمند جامعهٔ ما چون پول زیادی دارند به کشورهای خارجی سفر می¬کنند تا آن¬جا خوشبخت¬تر باشند. وقتی رفتند از اقوام و آشنایانشان دور می-شوند. افسرده شده و احساس تنهایی می¬کند. 
گاهی درد و رنجی که در زندگی متحمل می¬شویم برای ما یک نعمت است و به نوعی یک ثروت محسوب می شود. بخشی از مفهوم زندگی این است که بالا و پایین داشته باشد. زندگی که همیشه با خوشبختی و شادکامی توام باشد، زندگی چندان خوبی نخواهد بود. 
با پول همه چیز می¬توان خرید حتی بدبختی را؛ ولی اگر مشتری خوشبختی هستیم باید اول بدانیم که خوشبختی چیست، بعد بدنبال خریدش برویم. 
آیا خوشبختی یعنی داشتن ماشین خوب، خانهٔ خوب، ویلای خوب؟ 
آیا خوشبختی یعنی داشتن همسر خوب، فرزند خوب، فامیل خوب؟ 
آیا خوشبختی یعنی داشتن تحصیلات عالی، داشتن مقام و پست عالی؟ 
آیا خوشبختی یعنی سفر رفتن، استراحت کردن، تفریح کردن؟ 
شاید بشود بی¬نهایت تعریف برای خوشبختی نوشت، چون برای هر کس خوشبختی یک جور تعریف می¬شود. همهٔ ما می¬گوئیم خوشبختی؛ ولی هیچ کس نمی تواند کیفیت، میزان و اندازهٔ خوشبختی مورد نظرش را بیان کند. حال باید پرسید کدامیک از عواملی که به آنها اشاره شد برای خوشبختی قابل خریدن هستند؟ حتما خواهید گفت: ماشین، خانه، ویلا، تحصیلات، سفر و ... 
خوب اگر خرید این¬ها موجب خوشبختی می¬شوند چرا آنهایی که این امکانات را در اختیار دارند احساس خوشبختی نمی¬کنند؟ و حتی شاید برخی از آنها خود را به لحاظ داشتن این امکانات بدبخت می¬انگارند؟ 
پس بهتر است خود را در صف خرید خوشبختی قرار ندهیم و بدنبال خوشبختی و ثروت واقعی باشیم که به¬دست آوردن آن با داشته¬های معمولی نیز امکان¬پذیر است. 
شاد باشید.

نظرات (3)
شنبه 1 اسفند 1394 ساعت 17:41

عجب!
یاد مونولوگ شان پن در انتهای فیلم We are no angles افتادم. زمانی که میگه:
برای غلبه بر مشکلات پشتت به چی گرمه؟ ...پول؟ ...پول؟ من که تا حالا نشنیدم کسی بگه به اندازه ی کافی پول داره!
چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت 17:57

سلام سلام
ممنون از تذکر این دانسته ها، هرچندوقت لازم دارم یادآوری شود برایم که منم ثروتمندم... حال خوب روز خوش می سازد و روز خوش حس و حال خوب...
اگر تمرین کنیم تا حال بدمان خوب شود، حس خوشبختی سهل الوصولتر می شود و قدر داشته ها بیشتر دانسته می شود
فقط حیف که یادم می رود دنیا گذراست و عجیب درگیر نداشته ها و کمبودهایم می شوم

به گفته دوستی : برخی دلشون فقیره نه دستشون !

برقرار بمانید و راضی
چهارشنبه 28 بهمن 1394 ساعت 09:30

سلام بزرگوار

هر دمی دردی و هر ثانیه سالی بود

شرح این ثانیه ها را به که باید گفت؟

هذیان بود و شب و تاب و تب تردید

درد و درمان و دوا را به که باید گفت؟

چه کنم این همه اما و اگرها را

این همه چون و چرا را به که باید گفت؟

آفرین بر تو و نفرین به خودم گفتم

جز تو نفرین و دعا را به که باید گفت؟

شکوه از هر چه و هر کس به خدا کردم

گله از کار خدا را به که باید گفت؟!

"قیصر امین پور"
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد