X
تبلیغات
رایتل
X
تبلیغات
جشنامه

اعتماد ، گمشده ی جامعه ی ما ...

یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 ساعت 11:27

رفتار عاقلانه داشتن خوب است یا رفتار منطقی داشتن !؟ در ظاهر امر ما از چیزهایی مختلفی حرف نمی زنیم و شاید خیلی ها هردوی این عبارات را یکی ببینند ؛ ولی نتایج رفتار منطقی گاهی اوقات نشان می دهد که می تواند به راه غیر عاقلانه ای ختم بشود و رفتارهای عاقلانه هر از گاهی منطبق بر منطق دیده نمی شوند ...


منطق انسانی از عقل او سرچشمه می گیرد و مانند موج که از دریا برمی خیزد ریشه و موجودیت خود را از دریا می گیرد ولی به همان اندازه که موج ، دریا نیست و از دریاست !! ( یعنی حالتی از دریاست )، رفتار منطقی موجودیت خود را از عقل می گیرد ولی دلیلی ندارد که عین رفتار عاقلانه باشد و می تواند در برخی موارد حتی منجر به نتایج معکوس بشود ... دلیل اینکه می توانیم منطق را از عقل جدا بگیریم و در عین حال از آن بدانیم این است که منطق بر اساس یافته ها و دانشی استوار است که در گذشته ی عقل قرار دارد ، حتی برترین تکنولوژی ها نیز در گذشته ی عقل قرار می گیرند و طبقه بندی قدیم و جدیدِ دانش در پشت دانایی تعریف می شوند ، در تعریف دیگری شاید بتوان گفت که دانش ، گذشته و پس انداز دانایی است !! 


عقل یک جریان رو به جلو می باشد ، چیزی که به چشم عقل دیده می شود شاید در حوزه ی منطقِ شخص عاقل تعریف داشته باشد ولی با تعریف منطق اجتماعی فاصله خواهد داشت و برای  همین مواردی در تاریخ بوده است که یک کار عاقلانه از نظر خرد جمعی رد شده است و بعداز چند سال که منطق اجتماعی رشد کرده است ، مردم ، آن کار عاقلانه را که خود رد کرده بودند را پذیرفته اند ...


در جوامع جهان سومی این امر باعث بروز حالت استهزاء در جامعه شده و موجبات دلخوشی ژورنالیستی را فراهم می آورد و مردم با پرداختن به آنها خود را درگیر توهمی از دانایی می کنند در حالیکه در جوامع پیشرفته این مورد یک آسیب اجتماعی با حساسیت بالاست و برای برخورد با آن با عزم بالاتری اقدام می شود.

 

ولی اینکه مردم چقدر رفتارهای خود را عاقلانه می بینند و چقدر بر رفتارهای منطقی تاکید دارند ، از وضعیت روزمره و سطح اجتماع آنها معلوم می نماید !! امروزه نمودارها و تجزیه و تحلیل هایی که در جامعه وجود دارند باهم متفاوت و بدبختانه و یا خوشبختانه همگی درست هستند ، رفتارهای منطقی قابل اندازه گیری و مقایسه هستند و برای همین مردم با دو دو تا کردن به نتایجی رسیده و مسیر فعالیت خود را بر اساس آن تعریف می نمایند و در این مسیر با انواعی از شکست ها و سرخوردگی ها مواجه می شوند ؛ چیزی که این روزها بوضوح دیده می شود !! مسایل منطقی از هر طیفی می توانند باشند ؛ اقتصادی ، فرهنگی ، دینی و ...


البته در یک سطح بالاتر عده ای این مقایسه ها را در حد دولت ها انجام می دهند و با تجریه و تحلیل رفتار دولت های قبلی و فعلی و یا قبلی تر به نتایج ظاهراً متقنی می رسند و همان دور خود گردیدن را ادامه می دهند !! دلیل این کار این است که بواسطه ی عدم اعتماد ، فاصله ی بین عقل و منطق در جامعه زیاد شده است !! این به این معنی نیست که عده ای بصورت مطلق در جامعه نقش عاقل و مربی را دارند و بقیه نقش بازیکن ( چیزی که از قرار معلوم وجود دارد !! )  ، بلکه این به این معنی است که در هر موردی ، نسبت به جایگاه و موقعیت آن مورد ، فردی نقش  عاقل و مربی را دارد و افراد پشت سر او منطبق با او رفتار می کند که به این رفتار ، رفتار منطقی گفته می شود ( چیزی که انگار کم وجود دارد !! ) ... مانند پدر و مادر خانواده و فرزندان ، مدیریت ارشد کارخانه و کارکنان ؛ و در یک ردیف بالاتر که نقش فرهنگ سازی و جامع بینانه تری دارد ، متولیانی پیشرو هستند و افراد زیادی دنباله رو ، و اعتماد ، فاصله ی این دو قشر ، در یک حرکت می باشد ...


چنانچه اعتماد بالا باشد ، فاصله ی بین یافته ها و دانسته ها ، با منطق جامعه کم شده و زودتر اجرایی می گردد  در غیر اینصورت بین فعالیتی که در جامعه صورت می پذیرد و غالباً پر اشتباه و با اتلاف زیاد است ، با برنامه ریزی صحیح را ، شعار از بالا  و هتاکی از پائین پر می کند ؛ چیزی درهمان ردیف فشار از بالا و چانه زنی از پائین و نتیجه آن ، چیزی جز افزایش سرعت بی اعتمادی نیست ... غرض از درج این مطلب محکوم کردن این و آن و دور خود گردیدن نیست ، این اشتباهی نیست که در چند سال گذشته بوجود آمده باشد ، در اجتماع نیمه مدرن یک صد سال گذشته ی این کشور ، بارها این معضل نمود عینی داشته است !!

 

 

نظرات (1)
شنبه 1 خرداد 1395 ساعت 15:08

اعتماد اگه از بین بره درست کردنش سخته. خیلی سخت.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد