مطلب حاضر را آقای بهنام طبیبیان فرستاده اند که شما را به خواندنش دعوت می کنیم .
هم به کسانیکه مفتخرند در تمام طول عمرشان شناسنامه خود را تمیز و پاکیزه
نگه داشته اند و غیر از صفحه اول و دومش هیچ نشانه اضافه ای در سجل شان
وجود ندارد و معتقدند پس از ملاقات حضرت عزرائیل صفحه آخرش به درخواست وراث
تکمیل میشود و هم به کسانیکه دیگر نقطه سفیدی در صفحات شناسنامه نداشته و
عن قریب نیازمند جلد دوم اوراق شناسایی میشوند پیشنهاد میکنم یکبار هم که
شده فیلم سینمایی ایران برگر ساخته مسعود جعفری جوزانی را تماشا کنند.اصلا
چه ایرادی دارد آدم یکبار هم که شده مانند خانواده های آلا مد بالای شهر
همراه زن و فرزندش سفری به اصفهان داشته و ضمن یک اصفهان گردی فیلمی هم در
سینما ساحل تماشا کند.(شهرضای ما سینما ندارد.)بدیهی است که نوش جان کردن
یک شام در رستوران های اطراف سینما،لذت تفریح را دوچندان میکند.اگر کسی وضع
مالی درستی ندارد با این یکبار خرج کردن اوضاعش خیلی بدتر نمیشود.برای
افرادی که گرایش به یکی از دو جناح سیاسی عمده کشور دارند بعضی از گفتگوهای
بازیگران خوشایند نیست اما برای عمده مردم ما راوی حدیث روزگاران
است.فیلمی بی مرض است با سخنی صوفیانه.از دیگ پلوهایی که برای خرید رای
عوام بار گذاشته میشوند تا وعده انجام کارهایی که حتی مرغ پخته هم از
شنیدنش به خنده که نه،به گریه می افتد و سادگی بعضی از ما که خام حرف هر
شیادی میشویم.نامزدهایی در این فیلم وجود دارند که هیچ شناختی از کشور
وازجهان پیرامون آن ندارند اما برای عالم و آدم نسخه شفابخش تجویز
میکنند.این نامزدهای نادان و مشاوران نادان ترشان آنقدر خود را جدی گرفته
اند که شان خود را نه وکالت مردم یک شهر کوچک که در ذهن معیوبشان شان خود
را سروری بر مملکت ایران میدانند.از عیوب دموکراسی ایرانی یکی این است که
افراد غوره نشده مویز میشوند.میتوانید کسانی را ببینید که برای هر سمتی پای
ثابت نامزدی هستند.از شورای روستا گرفته تا ریاست جمهوری و نظام پرستاری و
نظام مهندسی ومجلس دانش اموزی و... تا حدودی هم درست فکر میکنند. وقتی چند
جمله یا وعده میتواند رای یک نفر را جهشی ارتقا دهد،طبیعی است که هر کسی
به خود این امکان را بدهد تا اقبالش را بیازماید.در دوران تحصیل نگارنده
هنگام برگزاری انتخابات شورای دانش آموزی یکی از دوستان با حدود دو
هزارتومان که برای توزیع نان و ماست بین دانش آموزان خرج شد توانست حایز
رای اول دبیرستان شود.هر رای کمتر از ده تومان هزینه داشت.دموکراسی را تنها
به تعداد انبوه شرکت کنندگان در فرایند رای گیری تفسیر نمی کنند.کمیت و
کیفیت انتخاب شوندگان و مهمتر از آن آگاهی قابل قبول رای دهندگان هم مساله
مهمی است.اینکه کسی صرفا به دلیل فرزند فلان کس بودن یا مشهور بودن در فلان
رشته یا برای گذران ایام بازنشستگی و یا شاغل شدن بخواهد وارد میدان
انتخابات شود،در بهترین حالت کج فهمی و بازیچه دانستن سرنوشت مردم است.در
این چند ساله کمتر نامزدی بود که یک برنامه واقعی با توجه به شناخت ساختار
کشور و ملاحظه امکانات و شرایط داشته باشد.افراد صرفا در یک خانواده مذهبی
متولد شده بودند و با تلاش و جدیت زایدالوصف پله های ترقی را طی کرده و
بدون اینکه نقطه تاریکی در زندگی شان وجود داشته باشد آمده بودند تا دین
خود را به آیین و میهن ادا کنند. این ادعا ها هر کجای دنیا مطرح
شود،مخاطبانشان به صداقت مدعیان مشکوک میشوند.چگونه میشود پذیرفت که همه
عزیزان تا بدین حد کاربلد و خودساخته هستند اما از مدینه فاضله تا بدین حد
دور باشیم؟به قول مردمان اصفهان یا عمق کاسه زیاد است یا ماست موجود کم
است!به هرحال چند ماه دیگر انتخابات است و از هم اکنون افراد خود را مهیای
رقابت اسفند میکنند.امید است آنهایی که میل به شرکت در انتخابات دارند
تصمیم درست تری بگیرند.بار دیگر توصیه میکنم فیلم ایران برگر را تماشا کنید
تا اینکه اگر خدای نخواسته خواستید حتی رای خود را بفروشید حداقل مفت
نفروشید...
سخت ترین کار در دنیا
بحث کردن با کسی ست که
به خودش قول داده است، که نفهمد !
٠•●ஜ مارک تواین ஜ●•
مشـکل بیشـتر مـردم ایـن نیسـت کـه نمـی دانند ،
بلکـه ایـن اسـت کـه بیشـتر آنچـه کـه مـی دانند درسـت نیسـت ...
٠•●ஜ جوش بیلینگـز ஜ●•٠
بهتر است از تو متنفرشوند به خاطر انچه هستی
تا آنکه دوستت داشته باشند به خاطر آنچه نیستی
٠•●ஜ آندره ژید ஜ●•٠
من
واسه امروز یک مطلب دیگه نوشته بودم، اما در آخرین لحظه یهویی این فکر
به ذهنم رسید که ما تا الان هر پستی تو همساده ها نوشتیم، در رابطه با
آدمیزاد بوده، برای همین تصمیم گرفتم محض تنوع هم که شده، اون پستی رو که نوشتم بذارم کنار و برای امروز در باره ی یک چیز دیگه بنویسم، راجع به یک حشره ی
فسقلی که بعضی وقتا آدمها رو تا سر حد مرگ، کلافه و مستأصل و عصبانی می کنه،
موجودی به نام مگس که بعضیها معتقدند یکی از جسورترین و گستاخ ترین حشراته!
شما چقدر در باره ی مگسها اطلاعات دارید؟ آیا می دونید
مگسها چقدر عمر می کنند؟ یا مثلا خبر دارید مگسها، زمستونها کجا می رن و
هر بهار، سر و کله شون از کجا پیدا می شه؟
مگسها در بهترین
شرایط بین یک تا سه هفته زندگی می کنند. این حشرات طاقت گرمای خیلی زیاد
یا سرمای زیر صفر رو ندارند و اگه در چنین شرایطی قرار بگیرند دسته دسته
فررررررررررررررت می شن!
شاید بعضیها بگن با این حساب باید نسل مگسها در فصل زمستون منقرض بشه، پس چرا ما هر بهار دوباره چشممون به جمال مگسها روشن می شه؟
گروهی
فکر می کردند مگسها از مناطق گرم به مناطق دیگه کوچ می کنند، بعضیها هم تصور می کردند مگسها به خواب زمستونی می رن و در فصل بهار از خواب بیدار می
شن!
تحقیقات ثابت کرده مگسها، نه به خواب زمستونی می رن و
نه از زادگاهشون دور می شن، به ندرت پیش میاد که مگسی هجرت کنه و بیشتر
از 16 کیلومتر از موطنش دور بشه. (حد متوسط پرواز هر مگس 400 متره )
...
اگه یک روزی مگسی وارد خونه ی ما بشه بیچاره ست! چون من تا توی خونه، چشمم
به یک مگس می افته، همون موقع بهش می گم: خدا بیامرزدت! اما ظاهرا بعضیها با مگسها
زندگی مسالمت آمیز دارند و کاری به کار مگسها ندارند. این مگسهایی که ما
در بهار می بینیم حاصل زاد و ولد مگسهایی هستند که تو زمستون، یک جای گرم و
نرم پیدا می کنند و به تولید مثل خودشون در اون مکانها ادامه می دن.
مگس
تخم هاشو معمولاً درون زمین، شکافها، چوب و یا کودهای حیوانی می ریزه.
یک تا چهار ساعت طول می کشه تا تخمها تبدیل به لارو بشن. لارو مگس، از
گیاهان یا مواد حیوانی پوسیده تغذیه می کنه. بعد از 4 روز ، لارو مگس تبدیل به شفیره می شه، حشره 5 روز به صورت شفیره می مونه و در طول این 5 روز،
علاوه بر اینکه در حال دگرگونیه، استراحت هم می کنه. بعد از 5 روز، مگس
به دنیا میاد .
با این حساب از زمانی که مگس تخم ریزی می کنه، تا زمانی که مگسها از شفیره بیرون می آن، حدود 10 روز طول می کشه.
هر یک جفت مگس بالغ، در عرض یک تابستون می تونند ۳۲۵/۹۲۳/۲۰۰/۰۰۰/۰۰۰ نوزاد مگس تولید کنند! (ممیز گذاشتم تا راحت تر این عدد رو بخونید. فکر می کنم به حروفی اینجوری خونده می شه: 325 تریلیون و 923 میلیارد و 200 میلیون! درست خوندم؟ کاش الان یکی از اختلاس کنندگان اینجا بود و در خوندن این رقم که برای ما خیلی بزرگه و برای اونا خیلی کوچیک، کمک مون می کرد! ....راستی امروز یک چیزی یاد گرفتم : بیلیون و میلیارد یکی اند!!! )
هر یک جفت مگس در طول یک سال بین 8 تا 10 نسل رو به وجود میارن! در حال حاضر بیشتر از 750000 نوع مگس وجود داره.
اگه یادتون باشه، تو کتابهای درسی می خوندیم که چشمهای مگس مرکّبه و از هزاران چشم کوچک دیگه تشکیل شده، برای همین مگس می تونه در آنِ واحد به هر طرف نگاه کنه (حالا ببینید من چقدر زبلم که می تونم مگسها رو در ایکی ثانیه به دیار عدم بفرستم! )
راستی می دونستید که کلیه ی مگسها به شکل مربعه؟! پاهاشون هم سوپاپ داره، واسه همین می تونند روی شیشه و سقف راه برن و نیفتند!
خدا رو شکر که قورباغه ها و وزغها و مارمولکها و پرنده ها، مگسها رو نووووووش جان می کنند وگرنه با این میزان تولید مثل، زمین رو تصاحب می کردند!
پی نوشت 1- همه ی شما ویکیپدیا
رو می شناسید. سایتی که مطالبش توسط مردم نوشته می شه. تو ویکیپدیا همه
جور مطلب پیدا می شه و عجیب اینکه در ویکیپدیا، مطلبی در باره ی خرمگس درج نشده.
و
جالب تر اینکه وقتی تو گوگل، کلمه ی خرمگس رو سرچ کردم، بیشتر مطالبی که
پیدا شد، در رابطه با رمان خرمگس اتل لیلیان وینیچ بود! (اگر این کتاب
رو نخوندید حتما بخونید، من تو دوران جوانی خوندمش و اون زمان خیلی تحت
تاثیر قرار گرفتم )
پارسی ویکی، یک خط در باره ی خرمگس نوشته: مگس کلان، که بر جراحت کرم می اندازد، مگس درشت که غالباً در باغها و بر درختان گرد آید، مگس درشت که بر روی گوسپندان نشیند.
پی نوشت 2- خبر دارید که مگسها در مقابل حشره کش ها به شدت مقاوم شدند؟ نسل بیستم هر جفت مگس، در مقابل حشره کش ها، هزار برابر مقاومتر از اجدادشون هستند!!!
پی نوشت 3 - عمدا عکس نذاشتم، آخه می ترسم هر بار این صفحه رو باز کنم و چشمم به عکس مگسه بیفته، با حشره کش بیفتم به جون صفحه ی مانیتور!
پی نوشت 4 - برای نوشتن این پست از اینجا و اینجا و اینجا استفاده کردم.