گروه فرقان را قطعا همه اونایی که با تاریخ معاصر ایران آشنایی دارند می شناسند و نه اینکه نام این گروه و امثال گودرزی و مهدی هاشمی با نام مبارک معلم شهید ، مرتضی مطهری گره خورده است حداقل هرساله به بهانه سالروز شهادت این بزرگمرد غبار از روی تندوری های آنها برداشته می شود و پرده از روی ازخیانت هایی که با مارک اسلام انجام شده است کنار می رود .
مطالعه در مورد تفکرات و عملکرد سخیف گروه فرقان را به خود دوستان می سپارم اما آنچه امروز قصد نوشتن در مورد آن دارم مبحثی است که بی ربط با گروه فرقان نیست و به نوعی زنگ خطری است برای کسانی که دستی بر آتش دارند و می توانند جلوی بسیاری از مخاطرات اجتماعی و سیاسی آینده کشور را بگیرد .
برای روشن شدن موضوع یکی از استدلالات بسیار قشنگ و شسته و رفته این تفکر جدید را برایتان موشکافی می کنم تا بیشتر متوجه عمق فاجعه پیش رو باشید .

لطفا با حوصله بخوانید:
شب عاشورا وقتی امام حسین (ع) چراغ ها را خاموش کردند بعد از اجازه امام برای رفتن ،جماعت حاضر به 2 گروه تقسیم شدند ؛
1- گروهی که حرف امام را گوش دادند و صحنه کربلا را ترک کردند
2- گروهی که به حرف امام گوش ندادند و همراه امام ماندند
گروهی که رفتند اگر به حرف امام توجه نمی کردند و می ماندند مطمئنا سرنوشت کربلا طور دیگری رقم می خورد و ای بسا کربلا یک نقطه طلایی بود در تاریخ اسلام و فتح الفتوحی می بود و به جای اینکه در این روز ما به ماتم و عزای امام شهیدمان می نشستیم قطعا جشن پیروزی اسلام را در تاریخ درج می کردیم !!! برای همین است که گروهی که حرف امام را گوش دادند بعدها پشیمان شدند و برای جبران این خسران بزرگ خیلی زحمت کشیدند اما زحمت شان به جایی نرسید . کار را باید به هنگام انجام داد .
بنابراین می شود به حرف امام گوش نداد و رستگار شد و گاهی باید به حرف امام گوش نداد !!
به نظر حقیر ما در حال حاضر شاهد ظهوریک گروه فکری هستیم که بنده نام آنها را "نئوفرقان" می گذارم .
اگر در گروه فرقان احکام بسیار شدید صادر می کردند و با خشونت تمام با همه رفتار می کردند امروز شیوه کار کمی متفاوت اما نتایج کاملا شبیه هم هستند .
گروهی که با استدلالات قشنگ و شسته و رفته دینی اهدافی دیگر را دنبال می کنند و بدون شک در روزهاو ماه ها ی آینده چالش های بزرگی را برای کشور ایجاد خواهند کرد ؛ به عبارتی در آستانه انتخابات مجلسین شورای اسلامی و خبرگان این تفکرات کم کم بروز می کند و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به اوج خود خواهد رسید و در صورت برنده شدن کاندیدای این گروه باید منتظر ظهور آن روی دیگر تفکرات این گروه باشیم که امیدواریم ماجرابه آن مراحل نرسد .
ردپای این گروه را می توان در تجمعات مقابل مجلس ، در ماجرای برجام ، در ماجرای جسارت چند شب پیش به رئیس قوه مقننه در محضر رهبر انقلاب اشاره کرد .
معمولا توهین به کسی در محضر بزرگی ، بی احترامی به بزرگ حاضر در آن جمع تعبیر می شود و ماجرا وقتی معنای دیگری پیدا می کند که فردی که به او توهین می شود در کنار آن بزرگ نشسته باشد و جایگاه نشستن افراد در آن جای بخصوص معانی خاص داشته باشد !!!
همان گروهی که چند سال پیش در مسجد اعظم قم لنگه کفش و مهر به سمت رئیس مجلس پرتاب کردند و بزرگانشان گزارش برجام را وارونه برای مردم نشان دادند .
نگویید سیاسی می نویسد اینها را اینجا می نویسم تا سندی باشد برای روزی که کشور به جای استفاده از فرصت جهانی ایجاد شده برای توسعه و پیشرفت و آبادانی ، کل انرژی و توان خود را صرف مهار اینها خواهد کرد .
شهادت حسین(ع) در دلهای مومنین آتش و حرارتی ایجاد می کند که هرگزخاموش نخواهد شد
(مستدرک الوسائل، ج 10ص 318)

یکی از عواملی که قیام سید الشهدا –حضرت امام حسین ابن علی ابن ابی طالب (ع)–را زنده نگه داشته و در تبیین اندیشه های این قیام بزرگ ،که به تعبیر خود حضرت برای اصلاح در امت جد بزرگوارشان بوده ،موثر واقع شده عزاداری ها و روضه خوانی هایی است که قدمتی دیرین داشته ومنشا اصلی آن از فردای واقعه کربلا شروع شده و با تاسیس دولت های شیعی آل بویه علنی شده و با تشویق دولت صفویه بیشتر و بیشتر شده است .
امروز –صرفاً برای آشنایی خوانندگان عزیز این وبلاگ – درباره رسوم عزاداری در شهرضا توضیح مختصر می دهم .
شهرضا–به خاطر بافت سنتی و مذهبی که داشته و دارد–در طول سال از روضه های سنواتی بهره مند است و شیعه های سنتی در طول سال در مجالسی که در منازل و محافل و مساجد برگزار می شود شرکت می کنند . اما اوج این عزاداری ها در دوازده روز اول محرم است .
1-بر خلاف بعضی شهرها ،که عزاداری ها شبانه و با طبل و دهل و سنج همراه است . مردم شهرضا در شب ها فقط در مساجد و حسینیه هایی که متعلق به هیئت هاست حضور یافته و برای روزهای اصلی عزاداری به نوعی تمرین می کنند و آماده می شوند . به طور معمول بلندگوهای این مجالس در خود مجلس و با صدای کم است و برای مجاورین مجالس چندان مزاحمتی ایجاد نمی شود . البته این سبک مختص هیئت های دیرینه و قدیمی است و تازگی ها تعداد معدودی هیئت های جدید از این رویه پیروی نمی کنند .
2- یک روز قبل از تاسوعا با حرکت اولین هیئت که قدیمی ترین نیز هست گفته می شود این دسته قدمتی سیصد ساله دارد-شروع رسمی سوگواری ها آغاز می شود . این هیئت –موسوم به دسته ی سینه زن مداح و نوحه خوان ندارد . هیچ نوحه خاصی نیز نمی خوانند . در طول مسیر فقط حسین ،حسین می کنند و به سمت مجالس می روند . در مجلس نیز فقط حسین حسین می گویند و به سینه می زنند . پس از مدتی ریتم سینه زنی تند می شود و در یک فرصت چند دقیقه ای و در حالی که با ریتم تند –به قول معروف چهار ضرب- سینه می زنند –یکی از پیش کسوتان با گفتن فاااااااتحه ختم سینه زنی را اعلام می کند .
3-بقیه دسته ها (هیئت ها در گویش محلی) از ظهر روز هشتم به راه می افتند . معمولاً اماکن ثابتی – و از دیر باز -مجلس عزاداری بوده و هست و دسته های عزادار پیاده و از این مجلس به مجلس بعدی می روند . در طول مسیر دمی گفته می شود و تکرار می کنند و با ورودبه مجلس مداح و نوحه خوان دسته پشت میکروفن قرار گرفته و زمان چند دقیقه ای در مجلس عزاداری می کنند . دسته ای که بعد وارد می شود ساکت و بدون دم می ایستد تا هیئتی که مشغول عزاداری است نوحه اش تمام شود . گاهی هم به رسم احترام با هیئت قبلی همراهی می کنند در نوحه خوانی و سینه زنی .
4- در شهرضا البته تا چند سال قبل– فقط یک هیئت زنجیر زنی بود . طبل و دهل و سنج نیز فقط مختص به یک هیئت خاص– به نام بنی اسد یا دراویش – بود . زنجیر زنان نیز قدمتی دیرینه دارند . معمولاً دسته های قدیمی نوحه هایی از قدیم الایام داشته اند که بدون هیچ تغییری تا کنون تکرار می کنند و به خاطر قدیمی بودن و تکرار هرساله و ریتم های بسیار حزین و درعین حال زیبایی که دارند برای مردم خاطره انگیز و به قولی نوستالژیک هست .
5- معروف است که پس از واقعه عاشورا قبیله بنی اسد برای دفن پیکرشهدا به کربلا آمدند و باز بنابه قولی گروه های اولیه عزادار شهدای کربلا –بواسطه این که از طرف حکام بنی امیه در اذیت و از آزار بودند مخفیانه نوحه خوانی می کردند و مثلاً برای این که سر وصدای عزاداران به گوش اغیار نرسد گروهی همهمه می کردند و تعدادی حسین حسین گویان سوگواری می کردند .

این قضیه محملی شده برای تاسیس هیئتی به نام سنگ زن . این دسته به دو گروه تقسیم می شوند گروهی سینه زنان نوحه ای را زمزمه می کنند و گروه اصلی– و با تعداد زیاد– با دو چوب گرد که در دست دارند در یک ریتم خاص چوب ها را به هم می کوبند و با هر کوبیدن یک حسین می گویند . این ریتم ابتدا سه تایی است . و با اوج گرفتن چهارتایی و تند می شود .در بخش اول چوب به چوب کوبیده می شود ودر حین کوبیدن حسین گفته می شود بعد چوب به سینه –و همزمان حسین –بعد چوب به چوب و در بالای سر حسین گفته می شود این ریتم سه ضرب نام دارد و در حالی که این جماعت با شور و حرارت سنگ می زنند -( به همین چوب ها سنگ گفته می شود )-بقیه گروه با مداح همراهی می کنند و نوحه می خوانند . در قسمت پایانی ریتم مداح تند می شود و متعاقباً سنگ زنان نیز ریتم تند و با صدای کشیده ای حسییییییین گویان گروه اول را همراهی می کنند .

برای آشنایی بیشتر با نحوه عزاداری دسته سنگ زن پیشنهاد می کنم فیلمی از این هیئت را، ببینید.