رجب طیب اردوغان که ابتدا با پوزیشن رهبری جهان اسلام !!!!! در عرصه مناسبات بین الملل خودنمایی می کرد خیلی زودتر از آنچه تصورش می رفت ماهیت خود را نشان داد و با حمایت از داعش و گروه های مختلف تروریست در منطقه اثبات کرد که شیطنت و خیانت را از عثمانی ها که همواره سنگ آنها را به سینه می زند به یادگار برده است.
حمایت بی دریغ از عربستان و هم کاسه بودن با اسرائیل و امریکا و بخصوص شوی طنزی که چند سال پیش در مخالفت با اسرائیل برای تهییج اقوام ترک منطقه به اجرا گذاشت و بلافاصله چرخش مضحک او در حمایت از رژیم کودک کش اسرائیل، چهره واقعی رجب را آشکارتر ساخت.
واقعیتش قصد نوشتن مقاله سیاسی ندارم و بیشتر دوست دارم در مورد اقدام هوشمندانه تیم دکتر روحانی سخن بگویم و تفاوت دو دیدگاه و دو عملکرد را مقایسه کنم .

پروتکل های تشریفات ایجاب می کند که نحوه استقبال از مهمانان خارجی در سفرهای دیپلماتیک همسنگ استقبالی باشد که برای شخصیت همطراز او در کشور مقابل صورت گرفته است به نحوی که این استقبال پیش خبری است برای مهمان وارد شده به آن کشور و جایگاه اورا برای کشور میزبان ترسیم می کند .
نمی دانم تا چه اندازه اطلاع دارید اما رجب طیب اردوغان در استقبال از مهمانان خارجی اش بخصوص پس از استقرار در کاخ جدید ریاست جمهوری از نمادهای عثمانی استفاده می کند و سربازانی را درهیبت افسران ادوار دوازده گانه عثمانی به پیشواز میهمانش می فرستند که البته این شیوه درسفر دکتر روحانی به ترکیه نیز استفاده شد .
روزها گذشت و پس از مواضع ضد ایرانی در چند قضیه بین المللی قرار بر این شد که رجب به ایران بیاید .
عده ای از تندروها مثل همیشه گفتند باید مانع ورود رجب به ایران بشوید و در اعتراض به مواضع ترکیه در مورد موضوعات اخیر منطقه از پذیرفتن او خودداری کنید !!
دکتر روحانی اما با زیرکی تمام رجب را در کاخ سعد آباد استقبال رسمی کرد. استقبالی که یک کلاس تمام عیار جنگ نرم بود و به اندازه ده ها تجمع و تظاهرات حرف برای گفتن داشت .

رجب بارها از ایران به عنوان تهدیدی نام برده که در صدد راه اندازی مجدد امپراطوری صفوی در منطقه است و کینه و هراس خود را نسبت به ایران اعلام کرده است و البته حق دارد زیرا اگر تاریخ را تورقی بفرمایید خواهید دید که پرونده امپراطوری عثمانی توسط دولت صفویه در هم پیچیده شده است و ...
بگذریم ، دکتر روحانی در کمال آرامش و در اقدامی متقابل با تعدادی اسب سوار در لباس نظامی ارتش ایران به استقبال رجب رفت که هریک از سواران یک در میان پرچم سه رنگ و زیبای ایران و علم سرخ " یا ابا عبدالله الحسین " را به دست گرفته بودند !!

بازهم اگر تاریخ را تورقی بفرمایید خواهید دید که سرداران سپاه صفویه در جنگ با عثمانی ها با پرچم " یا ابا عبدالله الحسین " وارد میدان شده و فاتحانه فاتحه حکومت عثمانی ها را خوانده اند و ای کاش همه دولتمردان ما در گذشته و آینده ازا ین تدبیر دکتر روحانی یاد می گرفتند که می شود بدون جنجال و دعوا به بهترین نحو حرف خود را زد .
آیا اگرمانع ورود رجب طیب اردوغان به ایران می شدند بهتر بود یا به این شیوه که نشان از لیاقت و کاربلدی تیم تشریفاتی و رسانه ای دکتر روحانی حکایت می کند ؟!
قطعا شما هم با بنده هم نظر هستید که این استقبال برای همیشه در ذهن رجب خواهد ماند تا بداند با ایرانی جماعت نمی تواند درشتی کند !!!!!
به عنوان یک ایرانی احساس غرور کردم وقتی لبخندهای ملیح روحانی را در مقابل ابروهای در هم کشیده رجب دیدم انزمان که اسب های اصیل ایرانی رکاب به افسرانی می دادند که صلابت صفویه را به رخ نماینده عثمانی ها کشید .
درود دکتر روحانی ....درود

پس تو بودی که با من نفس می کشیدی ؟ پس این توبودی همراه 9ماهه ی من ؟
تو بودی که صد بار مرا تا پای مرگ بردی؟ تو بودی که شب ها با من می خوابیدی و صبح ها با من بیدار می شدی؟
تو بودی که از شیره ی جان من جان گرفتی ؟ تو بودی که با من نفس می کشیدی ؟
تو بودی که با خون من شریک شده بودی؟
از امروز از هم جدا شدیم .از امروز تو شروع می کنی به بزرگ شدن و من شروع می کنم به کوچک شدن . هرروز تو برومند تر می شوی و من فرسوده تر . هر روز تو قوی تر می شوی و من ضعیف تر . تو شجاع تر می شوی و من ترسوتر . "
ترس از این که به تو آسیبی برسد ،ترس از این که بیمار شوی،ترس از این که زمین بخوری ،
ترس از این که درس نخوانی که به سربازی بروی، ترس از این که جنگ بشود و به جبهه بروی،
ترس از این که حادثه ای ترا از من بگیرد ،ترس از این که در این دنیای وانفسا چگونه زندگی خواهی کرد ؟ به کدام راهی خواهی رفت . با جان و دل از تو مراقبت می کنم ،ولی می دانم که همیشه با تو نیستم .
باید تو را تربیت و آماده کنم " آماده مبارزه ای تمام وقت به نام زندگی .
البته تو شانس آوردی که پسر به دنیا آمدی ،اگر دختر بودی ،روزهای سخت تری در پیش داشتی . تا پایان عمرت بایستی به پرسش های مردی در زندگی ات پاسخ می دادی و به امر و نهی هایش بله می گفتی . اول پدرت ، بعد برادر و بعد همسرت و دست آخر فرزندپسرت . جامعه که جای خود دارد ...تو خوش شانس بودی پسرم . تو می توانی هر کاری دلت می خواهد بکنی و به هیچ کسی هم پاسخگو نباشی . دنیا برای تو جای امن تر و بهتری است .
پی نوشت : چون از جمع دوستان بمناسبت روز مادر و روز زن مطلبی منتشر نشد این متن رااز کتاب خانم مهناز میرزایی تقدیم کردم
سلام
نخست
تذکر چند عادت غذایی خوب:
1 - روز را با میوه شروع کنیم ( کی می تونه سر صبح ناشتا سیب گاز بزنه؟ البته موز رو هستم )
2 - بگذاریم چای ما اندکی خنک شود ( آره اینو پایه ام! هرچند اغلب، چای کیسه ای از نوع سبز شاهسوند استفاده می کنم که خود بخود تا رنگ بگیره خنک هم شده )
3 - قندهایمان را ریز کنیم ( می شود به جایش شکلات تلخ خورد مثلا؟ )
4 - با نوشابه قهـــــرکنیم ( من که قهرم. منتهی گاهی دلخوری هام یادم می ره و می رم طرفش ^_^ اونم از نوع سِوِن آپ)
5 - برنج مان را آبکش نکنیم ( خیلی کم برنج می پزم. اغلب ناهار، دستپخت مامان پز رو می خورم خوو )
6 - نان سفید استفاده نکنیم ( نمی کنم، سال هاست که فقط نان بربری و سنگک و تافتون می خرم )
7 - با روغن جامد خداحافظی کنیم ( هیچ وقت سلامی نکردم بهش که الان بخوام خداحافظی کنم، البته برای شیرینی پزی! یه قوطی لادن طلایی خریدم دو سالی هست! راستی اینا تاریخ مصرف دارند؟ )
8 - سیر و پیاز رو در برنامه غذاییمان بگنجانیم ( همیشه و حتماً (
9 - آب زیاد بخوریم ( زیاد رو نمی دونم! منتهی با توجه به فصل، متوسط یک لیتر می خورم (
10 - چیپس نخوریم ( نمی خورم البته گاهی نفس اماره غلبه می کنه و می رم سر وقتش اونم از نوع آشنای ساده نمکی اش)
11- ماهی بخوریم ( این رو قول نمی دم... )
12 - با کالباس و سوسیس سرسنگین باشیم ( هستم. آخرین باری که سوسیس خوردم رو یادم نیست. کالباس هم به گمانم چند ماه پیش بود که برای سالاد الویه به سفارش مادر خریدم )
13 - هیچ وعده غذایی را حذف نکنیم ( نمی کنم. یه مدتی بید ناهار رو، روزدرمیان کرده بودم دیدم با توجه به سبک خوری شام، دریافت مواد مغذی گوشتی ام کم شده! الان هر سه وعده رو می خورم )
14 - غذا را خوب بجویم ( گاهی فراموشم میشه، عجولم خوو )
15 - نمکدانها را در ویترین بگذاریم ( سالهاست کم نمک خور شدیم خانوادگی )
16 - از ماست کم چرب، غافل نشویم ( به گمانم غافل هستم! خوو ماست پرچرب خوشمزه تره )
17 - گوجه فرنگی خور باشیم ( هستم (
18 - دیر شام نخوریم ( تقریبا سر شب شام می خورم )
19 - زیاد تعارف نکنیم و تعارف نشنویم ( موافقم فقط متوجه نشدم سرسفره؟ یا همه جا یا چی؟ )
20 - ورزش و نرمش تو برنامه روزانه داشته باشیم ( ای، یه نیمبند دارم البته با توجه به فصل، کم و زیاد میشه ها )
.
.
می دانم که می دانستید همه بیست مورد را . منتهی می دانید که دانستن مهم نیست عمل کردن به دانسته هاست که ...
و
چه کنیم حالا که هنوز زنده ایم و اینجا هستیم نقل از بزرگان است که وظیفه داریم خوب زندگی کنیم. سالم ماندن و تندرستی، حضورمان را پربارتر می کند اگر خدا بخواهد...

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
آخـــــر
میلاد بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها مبارکا... به به