X
تبلیغات
رایتل
X
تبلیغات
جشنامه

مسلمانی

سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 09:00

دوستانی که از قدیم من را میشناسند میدانند که مسئله پیدا کردن راه درست در زندگی دغدغه همیشگی من بوده است.از زمانی که به قول معروف(عقل به رس) شدم یعنی از سال اول دبیرستان،همواره به دنبال این بودم که بفهمم چگونه باید زندگی کنم.آن سال ها سال های آغازین انقلاب بود و اندیشه های گوناگون مذهبی،حزب‌اللهی،انجمن حجتیه،مارکسیستی،سوسیالیستی،ملی،ناسیونالیستی،غرب زدگی ونهایتا طاغوتی و طرفداری نظام قدیم ملغمه فکری عجیبی برای هم سن وسال های من بوجود آورده بود.بعضی ها خیلی زود مسیرشان را پیدا کردند یا مثل برادر مصطفی سر از جبهه درآوردند یا گروهی دیگر  از خانه های تیمی مجاهدین وعده ای هم راهی کشور های غربی شدند.اما برای آدم های کاملا معمولی مثل من داستان فرق میکرد.فراموش نمیکنم که اولین بار در کلاس دینی سال اول که راه های رسیدن به خدا را نام می برد از راه عرفا که راه دل بود خیلی خوشم آمد موانست با حافظ هم کمک کرد و تا سال ها از این خانقاه به آن خانقاه رفتم.مدتی هم به تشویق دوستم (سید) به جمع مذهبی های (ولایت)مدار پیوستم اما درست و راست ترین راه و روش زندگی از دید من آن بود که فلورانس اسکاول شین بیان می کرد. مدتها خوراک فکری من (4اثر) او بود اما اخیرا با یک واعظ مسیحی به نام Joel osteen   آشنا شده ام که چند مزیت به اسکاول شین دارد.اولا زنده وقابل دست رسی است.دوما همه گفته های اسکاول شین را تکرار میکند اما با توضیحات و مثال های بیشتر (درحقیقت بعضی از گفته های خانم شین احتیاج به تفسیر وتوضیح داشت)اما آنچه بیشتر از همه مرا مجذوب او کرد شباهت بسیار زیاد او با ما بود.از آنجا که یک کانال رادیویی ماهواره ای دارد،رادیو ماشینم را روی آن موج تنظیم کرده ام علاوه بر اینکه معلم حقیقت است و راه و روشی کاملا کاربردی برای موفقیت در زندگی ارایه می دهد،.می گوید مواظب آنچه می خورید باشید (مثل تاکید ما بر غذای حلال) می گوید مواظب آنچه میبینید و می شنوید واثرات مخرب آن باشید،میگوید از صله رحم و ارتباط با خویشاوندان و خصوصا والدین غفلت نکنید ولو اینکه خداپرست نباشند،میگوید از تهذیب نفس ودست کردن گفتار و رفتار و کردارتان غافل نشوید،میگوید هرگز از لطف و مرحمت خدا وقادر مطلق بودنش غافل نشوید میگویدسعی کنید همیشه سرمشق دیگران باشید......اینجا بود که به یاد شعر معروف پروین اعتصامی افتادم:


نظرات (14)
پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 16:32

http://s6.picofile.com/file/8222362576/mahkame.mp3.html
فایل صوتیه محکمه ی الهی را گذاشتم در صورتیکه حوصله ی خوند را نداشتید صداشو گوش کنید البته صوتیش با لحن خود آقای خلیلی شنیدنی تره
پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 14:30

پنج‌شنبه 21 آبان 1394 ساعت 11:36

سلام
با خواندن مطلب برادر عزیزمان جناب بزرگ یاد این شعر افتادم :
عبادت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست
و نیز این حدیث که :
مسلمان من سلم الناس من یده و لسانه
یعنی :
مسلمان کسی است که مردم از دست و زبانش آسوده باشند
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 18:36

داستان یک شیر: از تولد تا مرگ
http://www.pocket-encyclopedia.com/?p=1515
ready up و منتظر حضور سبزتان
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 18:35

و خدایی که در این نزدیکی است
لای این شب‌بوها، پای آن کاج بلند
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 15:06

به به از این مطلب زیبا واین شعر مرحوم سرکار علًیه خانم پروین اعتصامی ، خدایش رحمت کند ..
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 11:27

سلام

مسلمانی ما این است دستورهای خداوند را اطاعت نمی کنیم وگاهی ایات خداوند را به نفع خودمان تفسیر میکنیم.

اما در دعا کردن فرمان میدهیم بهترین را به ماعطا کن.
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 09:08

سلام
روحیه شما در یافتن حقیقت ستودنی است و تلاش هایی که کرده اید هم در نوع خود قابل احترام است .

تبلیغ دین کاری است که "مسیحیت تبشیری" به راهکارهای خوبی در اون رسیده و به جای تاکید بر جنبه های تنذیری و عذاب هایی که در انتظار گناهکاران است به جنبه های مثبت دین مسیحیت پرداخته اند که من مطمئنم دوست مسیحی شما قطعا یکی از مبلغین موفق بوده .

اشتراک همه ادیان توحیدی در برخی موارد طبیعی است و تشابهاتی که بخصوص در جنبه بدیهیات اخلاقی ادیان هست نشان دهنده تاکید ادیان بر فطرت پاک انسانی است .

من معتقدم اگر کسی بتواند "رساله حقوق" امام سجاد را به این دوست مسیحی شما معرفی کند ایشون نه تنها مسلمان می شوند بلکه شیعه می شوند و از مریدان اهل بیت منتهی فکر میکنم مبلغین ما نتوانسته اند جنبه های زیبای اسلام را نشان مردم دهند اینست که نه تنها نتوانسته ایم سایر ادیان را با اسلام آشنا کنیم که خود ماهم بعضا از سطحی ترین مفاهیم ادیان دیگر شگفت زده می شویم.

فیلم "رسوایی" ده نمکی از جمله فیلم هایی است که برای معرفی جنبه های رحامنیدین ما یک نمونه بی بدیل هست شما که اهل فیلم دیدن هستید حتما این فیلمو ببینید
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 07:06

سلام جناب بزرگ
ممنون از اینکه با نوشته ی خوبتان چراغ فانوس دریایی را روشن تر می کنید
راستش منم از وقتی که یادمه روح بیقراری داشتم و برای درک حقیقت ، همواره جستجوگر بودم ! گاهی حقیقت را در میان کتابها جستجو می کردم ، گاهی با شنیدن یک سخنرانی منقلب می شدم و بعضی وقتها هم با دیدن فیلمی به معنا می رسیدم!! هر چند که هنوز هم همچون گمگشته ای به دنبال راه حقیقی هستم ...
حیف که به خاطر کوتاهی و مصلحت اندیشی بعضی از متولیان و مبلغین دینی ، شناخت درستی از اسلام در جهان ارائه نشده والا جوهره ی همه‌ی ادیان در قران بیان شده ، مثلا همین سوره ی حجرات پُر است از مفاهیم و آموزه های اخلاقی:
همدیگر را مسخره نکنید ،غیبت نکنید، جاسوسی نکنید، قضاوت نکنید، بد گمان نباشید، وفای به عهد کنید و ...
راستی خدا پدرعزیز و بزرگوارتان را بیامرزد، می دونم که آبانماه دومین سالگرد رفتنشان بود ، روحشان شاد و یادشان گرامی باد
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 02:49

سلام
در مورد راه های رسیدن به خدا(حقیقت) میشه تکرار پاسخ آقا سهیل را داد و همون که به تعداد انسانهای موجود (فیلم رضا مارمولک) اما در مورد دین و مذهب زیاد مهم نیست که پیرو کدام کیش باشی (به نظر من) مهم اینه که زبون کدام یکی قابل فهم تره !! تفسیر و معانی در بعی از شنیده ها و گفته ها اونقدر متناقصه که یهوئی یاد این شهر افتادم هر چند طولانیه ، اما مرورش بد نیست و در نهایت (دید موسی یک شبانی را به راه و...)
یه شب که من حسابی خسته بودم / همین جوری چشامو بسته بودم
سیاهی چشام یه لحظه سر خورد / یه دفه مثل مرده ها خوابم برد
تو خواب دیدم محشر کبری شده / محکمه الهی بر پا شده
خدا نشسته مردم از مرد و زن / ردیف ردیف مقابلش واستادن
چرتکه گذاشته و حساب می کنه / به بنده هاش عتاب خطاب می کنه
می گه چرا اینهمه لج می کنید / راهتونو بی خودی کج می کنید
آیه فرستادم که آدم بشید / با دلخوشی کنار هم جمع بشید
دلای غم گرفته رو شاد کنید / با فکرتون دنیا رو آباد کنید
عقل دادم برین تدبر کنید / نه اینکه جای عقل کاه پر کنید
من بهتون چقدر ماشالا گفتم / نیافریده باریکلا گفتم
من که هواتونو همیشه داشتم / حتی یه لحظه گشنتون نزاشتم
اما شما بازی نکرده باختید / نشستید و خدای جعلی ساختید
هر کدوم از شما خودش خدا شد / از ما و آیه های ما جدا شد
یه جو زمین و این همه شلوغی / این همه دین و مذهب دروغی
حقیقیت شما خیلی پستید / خر نباشین گاو نمی پرستین
از توی جمع یکی بلند شد ایستاد / بلند بلند هی صلوات فرستاد
ازون قیافه های حق به جانب / هم از خودی شاکی هم از اجانب
گفت چرا هیچکی روسری سرش نیست / پس چرا هیچکی پیش همسرش نیست
چرا زنا ایجوری بد لباسن / مردای غیرتی کجا پلاسن
خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن / اینجا که فرقی ندارن مرد و زن
یارو کنف شد ولی از رو نرفت / حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت
چشاش می چرخید نمی دونم چشه / آهان می خواد یواشکی جیم بشه
که دید یه کمی شرس شلوغه خدا / از جماعت یواش یواش شد جدا
با شکمی شبیه بشکه نفت / یهو سرش پایین انداخت و رفت
قراولا بهش چندتا ایست دادن / یارو وای نستاد تا جلوش وایستادن
فوری در آورد باسشون چک کشید / گفت برین وصول کنید خوش باشید
دلم باسه حوریا لک زده / دیر برسم یکی تک زده
اگه نرم حوریه دلگیر می شه / تو رو خدا بزار برم دیر می شه
قراول حضرت حق دمش گرم / با رشوی خیلی کلون نشد نرم
گوشای یارو رو گرفت دستش / کشون کشون بردش یه جا بستش
رشوی حاجی رو ضمیمه کردن / توی جهنم اونو بیمه کردن
حاجیه داشت بلند بلند غر می زد / داشت روی اعصبا تلنگر می زد
خدا بهش گفت دیگه بس کن حاجی / یکمم حبس نفس کن حاجی
این همه آدم رو معطل نکن / بشین و این همه کل کل نکن
یه عالمه نامه داریم نخونده / تازه هنوز کرات دیگه مونده
نامه تو پر از کارای زشته / کی بهت گفته جات تو بهشته
بهشت جای آدمای باحاله / ولت کنم بری بهشت محاله
یادته که چقدر ریا می کردی / بنده های ما رو سیاه می کردی
تا یه نفر دو رو ورت می دیدی / چقدر والظالینو می کشیدی
این همه که روضه و نوحه خوندی / یه لقمه نون دست کسی رسوندی
خیال می کردی ما حواسمون نیست / نظم و نظام هستی کشکی کشکیست
هر کاری کردی بچه ها نوشتن / می خوای خودت برو ببین تو زونکن
خلاصه وقتی یارو فهمید اینه / بازم درست نمی تونست بشینه
کاسه صبرش یه دفه سر می رفت / تا فرصتی گیر میاورد در می رفت
قیامت اینجا عجب جاییه / جون شما خیلی تماشاییه
از یه طرف کلی کشیش آوردن / کشون کشون همرو پیش آوردن
گفتم اینارو که قطار کردن / بیچاره ها مگه چیکار کردن
مامور گفت میگم من الآن / مفسد فی الارض که میگن همینان
گفت اینا بهشت فروشی کردن / بی پدرا خدا رو جوشی کردن
به نام دین حسابی خوردن اینا / کفر خدا رو در آوردن اینا
بدجوری ژاندارک اینا چزوندن / زنده تو آتیش اونو سوزوندن
روی زمین خدایی پیشه کردن / خون گالیله رو تو شیشه کردن
اگه بهش بگی کلاتو صاف کن / بهت میگه بشین و اعتراف کن
همیشه در حال نظاره بودن / شما بگو اینا چیکاره بودن
خیام اومد یه بطری هم تو دستش / رفت یه گوشه ای گرفت نشستش
حاجی بلند شد با صدای محکم گفت / این آقا باید بره جهنم
خدا بهش گفت تو دخالت نکن / به اهل معرفت جسارت نکن
بگو چرا به خون این هلاکی / این که نه مدعی داره نه شاکی
نه گرد و خاک کرده نه هیاهو / نه اربده کشیده و نه چاقو
نه مال این نه مال اونو برده / فقط عرق خریده رفته خورده
آدم خوبیه هواشو داشتم / اینجا خودم باسش شراب گذاشتم
یهو شنیدم ایست خبر دار دادن / نشسته ها بلند شدن وایستادن
حضرت اسرافیل ازون ور اومد / رفت روی چهار پایه و چندتا سور زد
دیدم دارن تخت روون میارن / فرشته ها رو دوششون میارن
مونده بودم که این کیه خدایا / تو محشر این کارا چیه خدایا
فکر می کنید داخل اون تخت کی بود / الان میگم یه لحظه اسمش چی بود
اون که توی دنیا مثل توپ صدا کرد / همون که این لامپارو اختراع کرد
همون که کارش عالی بود اون دیگه / بگید بابا توماس ادیسون دیگه
خدا بهش گفت دیگه پایین نیا / یه راست برو بهشت پیش انبیا
وقت تلف نگن توماسزور برو / به هر وسیله ای اگه بود برو
از روی پل نری یه وقت می افتی / میگم هوایی ببرن و مفتی
باز حاجی ساکت نتونست بشینه / گفت که مفهومه عدالت اینه
توماس ادیسون که مسلمون نبود / این بابا اهل دین و ایمون نبود
نه روضه رفته بود نه پای منبر / نه شمر می دونست چیه نه خنجر
یه رکعتم نماز شب نخونده / با سیم میماش شب رو به صبح رسونده
حرفای یارو که به اینجا رسید / خدا یه آهی از ته دل کشید
حضرت حق خودشو جابه جا کرد / یه کم به این حاجی نیگاه نیگاه کرد
ازون نگاه های عاقل اندر / صفی هشو باید بیارن این ور
با این که خیلی خیلی هم خسته بود / خطاب به بنده هاش دوباره فرمود
شما چه کله خرایی هستید / بابا عجب جونورایی هستید
شمر اگه بود آدلف هیتلرم بود / خنجر اگه بود روولورم بود
حیف که آدم خودشو پیر کنه / و سوزنش فقط یه جا گیر کنه
میگید توماس من مسلمون نبود / اهل نماز و دین و ایمون نبود
اولن از کجا میگید این حرف / در بیارید کله زیر برف
اون منو بیشتر از شما شناخته / دلیلشم این چیزایی که ساخته
درست که گفتم عبادت کنید / نگفتم به خلق خدمت کنید
توماس نه ------ ساخته نه جنگ کرده / دنیا رو هم کلی قشنگ کرده
من که یه چراغ بیشتر نداشتم / اونم تو آسمونا کار گذاشتم
توماس تو هر اتاق چراغ روشن کرد / نمی دونید چقدر کمک به من کرد
تو دنیا هیچکی بی چراغ نبوده / یا اگرم بوده تو باغ نبوده
خدا برای حاجی آتش افروخت / دروغ چرا یکم دلم براش سوخت
طفلی تو باورش چه قصرا ساخته / اما به اینجا که رسیده باخته
یکی می یاد یه هاله ای باهاشه / چقدر بهش می یاد فرشته باشه
اومد رسید و دست گذاشت رو دوشم / دهانشو آورد کنار گوشم
گفت تو که کلت پره قورمه سبزیست / وقتی نمیفهمی بپرسی بد نیست
اونکه نشسته یه مقام والاست / مترجمه رفیق حق تعالاست
خود خدا نیست نمایندشه / مورد اعتمادشه بندشه
خدای لم یلد که دیدنی نیست / صداش با این گوشا شنیدنی نیست
شما زمینی ها همش همینید / اونور میزی رو خدا می بینید
همیجوری می خواست بلند شه / نم نم گفت پا شو باید بری جهنم
وقتی دیدم منم گرفتار شدم / داد کشیدم یدفه بیدار شدم
سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 23:05

آموزه های دینی و مذهبی ما تشابهات زیادی با آموزه های دیگر ادیان الهی دارد وحتی بسیار از کیش های عرفانی دیگر و هرچه به عقب و عقب تر می رویم تا به اوپانیشادها هم که می رسیم همچنان تکرار بسیاری از این تعالم را شاهد هستیم . حالا یا همه اینها از یک منبع و منشاء بوده اند یا از روی هم کپی برداری شده اند یا هرچندگاه برحسب موقعیت زمانی و مکانی توسط فرد برگزیده ای بومی سازی و ارائه شده اند نمی داند اماهرچه هست با فطرت انسانی سازگاری دارد و درمورد راه دل که عجیب راهیست بی نیاز از استدلال ها.
تا بدانی هر که را یزدان بخواند
از همه کار جهان بی کار ماند
هر که را باشد ز یزدان کار و بار
یافت بار آنجا و بیرون شد ز کار
آنک او را نبود از اسرار داد
کی کند تصدیق او نالهٔ جماد
گوید آری نه ز دل بهر وفاق
تا نگویندش که هست اهل نفاق
گر نیندی واقفان امر کن
در جهان رد گشته بودی این سخن
صد هزاران ز اهل تقلید و نشان
افکندشان نیم وهمی در گمان
که بظن تقلید و استدلالشان
قایمست و جمله پر و بالشان
شبهه‌ای انگیزد آن شیطان دون
در فتند این جمله کوران سرنگون
پای استدلالیان چوبین بود
پای چوبین سخت بی تمکین بود
سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 18:27

سلام
بین ادیان و مذاهب و مسلکهایی که به دنبال حقیقت و زیبایی و خوبی هستند مشترکات فراوانی هست. من وقتی کتاب چهار میثاق دون میگوئل روئیز رو می خوندم می دیدم دون میگوئل روئیز که یک سرخپوسته، همون حرفهایی رو می زنه که عرفای ما می زنند،همچنان که عطار و مولانا و ابوسعید ابوالخیر و محی الدین عربی و ...هم حرفشون یکیه
این واعظ مسیحی هم همینطور! چی می خواد بگه که در آیات و روایات خودمون نباشه؟ دیدید آیه ی 23 سره ی اسراء در باره ی پدر و مادر چی می گه:
«پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنها یا هر دوی آنها نزد تو به پیری برسند، کم ترین اهانتی به آنها روا مکن و بر سر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف، سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو. بال های تواضع خویش را در برابرشان از محبت و لطف فرد آر، و بگو پروردگارا ! همان گونه که آنها مرا در کودکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده. پروردگار شما آگاه است. هرگاه صالح باشید، او توبه کنندگان را می بخشد.»
چند سال پیش ترجمه ی انجیل رو دست یکی از دانش آموزام دیدم، کتاب رو برای یکی دو روز ازش امانت گرفتم و خوندم. بعضی وقتا از تشابه نوشته های اون کتاب و آیات قرآن شگفت زده می شدم! در حالی که نباید تعجب می کردم وقتی همه ی پیامبران از طرف یک خدا به رسالت مبعوث شدند طبیعیه که حرف همه شون یکی باشه.
در مورد پروین اعتصامی : شاید پروین در شرایط و موقعیتی خاص این شعر رو سروده وگرنه ما در همین دنیای مجازی همکیشانی رو می بینیم که در صدق و بی آزاری و خدمت به خلق و عبادت، سرآمد همه ی انسانهای نیک روزگارند حیفه که چشممون رو به روی این همه خوبی ببندیم و مرغ همسایه رو غاز ببینیم.
سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 09:56

سلام و وقت بخیر
و شاید اینجا بتوان گفت که راههای رسیدن به خداوندگار بسیار است
دین مبین اسلام مجموعه ای از دستورات بسیار راهبردی و مناسبی است که اگر ما بتوانیم به خوبی آنها را اجرایی کنیم در تمامی زمینه های زندگی امان روی آرامش و آسایش را به خوبی می توانیم مشاهده کنیم . در اسلام تمامی دستورات مناسب اجتماعی و رفتاری و فرهنگی و اقتصادی و . . . وجود دارد . فقطا مشکل در این استکه بتوانیم آنها را اجرا کنیم . و جالب اینکه این دستورات به خودی خود در نهاد افراد نیز وجود دارد و خیلی از افراد به واسطه طینت پاکی که دارند شاید این دستورات را ناخودآگاه و بدون آنکه بدانند در چه دین و آیینی و به چه شدت و حدتی دستور اجرای آن صادر شده است ، انجام بدهند و اینجا وجود خداشناسی و خدایابی و انجام اعمال خوب در نهاد آدمی نمایان می شود
سه‌شنبه 19 آبان 1394 ساعت 09:51

سلام و عرض ادب

در این صبح زیبایی پاییزی که باران رحمت الهی تن شهر رو از آلودگی ها شستشو میده ، خوندن این متن زیبا حال خوشمون رو مضاعف کرد

بارها گفته ام و بار دگر میگویم ! که به نظر این کمینه ، ته ِ همه ادیان فقط یک چیز از آدم میخواد ..
"انسان باش" ...

یک انسان واقعی دروغ نمیگه ، ظلم نمیکنه ، تا جاییکه از دستش بربیاد به همنوعش کمک میکنه ، از خویشان و دوستانش غفلت نمیکنه ... خوشرو و خوش زبانه ... در کار خیر پیشقدم میشه ... پا روی حق نمیگذاره .. برای نفع خودش راضی به متضرر شدن دیگران نمیشه ...

حالا این انسان به هر دین و مذهبی که باشه ، قابل تحسین و قابل احترامه ...

بازم ممنون از جناب بزرگ گرامی بابت این مطلب زیبا
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد